زندگی مشترک مازندگی مشترک ما، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 25 روز سن داره
پسرم برديا پسرم برديا ، تا این لحظه: 11 سال و 5 ماه و 3 روز سن داره
پرکشیده🧚‍♀️پرکشیده🧚‍♀️، تا این لحظه: 9 سال و 2 ماه و 1 روز سن داره
پرکشیده 🧚‍♂️پرکشیده 🧚‍♂️، تا این لحظه: 6 سال و 11 ماه و 29 روز سن داره

آرزوی من

زندگی رو ادامه میدم این تصمیم این دقیقه منه

يه سوال برام پيش اومده...؟

مگر اين پست من اسمش لينك نيست ..؟ العان اين دوستايي كه پيغام ميزارن تبادل لينك كنيم منظورشون چيه ..؟ مگر دارم دستور پخت غذا ميزارم  خاطره و ياداوري رشد پسرمه دو زاريم كجه نميفهمم جريانو يعني منظورشون اينه ادرس وبلاگو بزارن تو ليست  نيدونممممم
21 آبان 1394

كاراي برديا

چند روزه با صداي بلند اواز ميخوني ...كالمل غلت ميزني .... با روروك اين ور اون ور ميري... كنار مبل بزارمت ميتوني سر پا واستي.... براي بابات دلتنگ ميشي ... سوپ رو بيشتر از سرلاك دوست داري...اي ماه يه هفته مريض شدي و خوب وزن نگرفتي ...دستت رو.براي گرفتن وسايل دراز ميكني هنوز جاي واكسنت خون و چرك مياد تو وان حموم اب بازي ميكني و منو روز به روز بيشتر عاشق خودت ميكني   ...
21 آبان 1394

حرفهای ناگفته 2

پسرم یادته یه پست گذاشتم به نام روی سیاه دنیا اونجا یه دونه یا داشتم برای بابات که خدا خواست و اون یا اتفاق نیفتاد بابایی عوض شد حالا یک روز در هفته مخصوص منو تو بازار با هم میریم گاهی با هم شام  میخوریم معمولا با هم نهار  میخوریم هر 10 یا 15 روز میریم خونه مامان جون وجی و اونا هم ماهی یه بار تقریبا میان مامان فاطی هم  موقع واکسن زدنت اومد خونمون و روز قبل از رفتن ما به شمال همچنان عمو علی و بابابزرگت خونه ما نیومدن احوال پرست هستن دورادور منو امید کلی راز مگو با هم داریم نمیدونم چرا ... وقتی به طور اتفاقی یکیش گفته میشه کلی زندگی تغییر میکنه گاهی از ترس این که نکنه این حرف یه بحث جدید درست کنه تو...
28 مهر 1394
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به آرزوی من می باشد